أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

262

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

عبد الله عباس گويد : آيت در شأن ابو جهل و هشام آمد ، مشركان عرب كه ايشان سخريّت و افسوس كردندى بدرويشى مسلمانان و تنعّم كردندى بمالى و معيشتى كه ايشان را بود و گفتندى كه : اگر محمّد حق بودى سادات و اشراف ما او را متابعت كردندى نه اين مشتى ضعفا و مساكين چون عبد الله مسعود و عمار و صهيب ، مقاتل گفت : در حقّ منافقان آمد چون عبد اللّه أبىّ سلول و اصحابش كه ايشان تنعّم كردندى و با ضعفاء اصحاب رسول سخريّه كردندى و گفتندى : محمّد با اين جماعت غلبه خواهد كرد ما را ، عطا گفت : در علما و رؤساء جهودان آمد كه بر اصحاب رسول سخريّه مىكردند از آنكه خداى تعالى خبر داده بود كه من مالهاى اينان روزى شما خواهم كرد بر سبيل غنيمت بىقتالى على اسهل الوجه و ايشان از بنى قريظه و بنى النضير و بنى قينقاع بودند خداى تعالى آيت فرستاد و گفت كه : آراسته و مزيّن گردانيدند در چشم آن كسانى كه كافر شدند زندگانى دنيا را و متاع دنيا تا از غرور دنيا و مال دنيا استهزا و سخريّه ميكنند و افسوس ميدارند از آن كسانى كه ايمان آورده‌اند و آن كسانى كه مؤمن و متّقىاند يعنى پرهيزگاران فرداى قيامت زبردست و بالاى ايشان باشند و خداى تعالى روزى دهد آن را كه خواهد بىحساب و بىشمار . ابو القاسم طائى از پدرش از رضا عليه السّلام از پدرانش از رسول صلى اللّه عليه و آله روايت كرد كه پيغمبر گفت كه : هر كه مؤمنى يا مؤمنهء را خوار و حقير دارد براى درويشى او خداى تعالى روز قيامت او را مشهور و رسوا گرداند و هر كه مؤمنى يا مؤمنهء را بهتانى نهد يا درو چيزى گويد كه درو نبود خداى تعالى او را فرداى قيامت بر پشتهء از آتش بدارد تا از عهدهء آنچه گفته باشد بيرون آيد و مؤمن بنزديك خداى گرامىتر از فرشتهء مقرّب است و هيچ چيز نيست كه خداى تعالى آن را دوستر دارد از مؤمنى تائب يا از مؤمنهء تائبه ، و مؤمن را در آسمان چنان شناسند كه مردى اهل و ولدش را . يحيى معاذ گفت : بد قومى باشند آنان كه اگر مؤمن در ميان ايشان توانگر بود حسدش برند و اگر درويش بود حقيرش دارند . در خبر است از أبو ذر غفارى كه روزى رسول صلى اللّه عليه و آله مرا گفت : در مسجد نگاه